محمد مهدى امامى

34

زندگى نامه آيت اللّه العظمى سيد محمد رضا گلپايگانى ( قده ) به روايت اسناد ( فارسى )

« اوايلى كه به قم آمده بودم در خواب ديدم كه مرا دعوت كردند كه بروم منزل آقا جمال فرزند آقا ملا محمد كاظم - از علماى گلپايگان - و در آن‌جا حضرت ولى عصر ( عج ) را ملاقات كنم ؛ من آماده شدم براى اين موضوع كه در اين هنگام كسى آمد و گفت : مطلب به تأخير افتاده ، ليكن لوحى آوردند و نشان دادند ، من نگاه كردم ديدم روى ان لوح نوشته : « اذا تهاجمت عليكم الفتن فعليكم بالشيخ عبد الكريم . » بعد كه اين خواب به حاج شيخ عبد الكريم رسيد ، آقاى شيخ به حجره‌ى من آمدند و فرمودند : اگر از رؤياهاى صادقه باشد ، بايد پشت خود را براى چماق اماده كرد ؛ « 1 » زيرا آن موقع رژيم پهلوى روى كار آمده و مسلط بر امور شده بود . » آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه حدود نوزده سال از محضر پر فيض آيت الله حائرى استفاده كرده‌اند و بر اثر تحقيقات عاليه و تلاش فراوان كه در دروس فقه و اصول و . . . از خود نشان داده‌اند توانستند مورد توجه استاد قرار بگيرند ، تا آن‌جا كه آيت الله حائرى ايشان را جزء اصحاب استفتاء خود قرار داد . شدّت علاقه‌ى استاد به شاگرد آن‌چنان زياد بود كه آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه به دعوت ايشان به قم مىآيند . آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه درباره‌ى اواخر عمر شيخ عبد الكريم حائرى چنين نقل مىكنند : « مرحوم آقاى شيخ در اواخر عمر بسيار ناراحتى كشيدند ، زيرا فشار [ رژيم ] پهلوى زياد شده بود و هم‌چنان كه ايشان راه بين مدرسه‌ى فيضيه تا منزل را طى مىكردند و از درس برمىگشتند ، عده‌اى از اهل علم را مىديدند كه به دست مأموران [ رژيم ] افتاده و اين‌ها را مىبرند تا خلع لباس كنند و از آن‌طرف گاهى مىشنيدند كه عده‌اى از روحانيون بعضى از بلاد در جلسه‌هايى كه به صدتور پهلوى براى بىحجابى منعقد شده شركت كرده‌اند . خلاصه در اين ناراحتىها ، گاهى از منزل ايشان به من و يا آقاى حاج ميرزا مهدى بروجردى سفارش مىشد كه شب‌ها ايشان را تنها نگذاريد كه بسيار ناراحتند و گاهى گريه مىكنند . » « 2 »

--> ( 1 ) . همان ، صص 28 - 29 ( 2 ) . على كريمى جهرمى ، پيشين ، صص 73 - 74